*نوروز۹۸*
سلام برخوشگل ترین فرشته ی زمین
خوبی عزیزدلم؟
الهی من فدات بشم عشق مامانی تو.خب ازکجاشروع کنم؟؟؟
بیست ودوی اسفندجشن چهارشنبه سوری داشتین ومتاسفانه اون روزاصلاحالم خوب نبود ولی باهات رفتم جشن بهت کلی خوش گذشت،کلی بزن وبکوب و...وازدیدن عمونوروزوحاجی فیروزذوق زده بودی.


خلاصه اون روزم گذشت وگذشت تاشدبیست وهفت اسفند که ماساعت سه بعدازظهرراهی مسافرت شدیم.
ازسمت مراغه وهشترودرفتیم تابرسیم اتوبان زنجان قزوین که حسابی هوابرفی بود.شب ساعت ۱۱رسیدیم ساوه واونجاموندیم.۷صبح ازساوه راهی شدیم و۱۱رسیدیم اصفهان نهارمون روخوردیم وراهی شیرازشدیم ساعت ۷رسیدیم شیراز ویه جاپیداکردیم براموندمون.شام روخوردیم ویکم استراحت کردیم وسال تحویل شد.سه روزتوشیرازمشغول گشت وگذاربودیم وتخت جمشیدم رفتیم.ونهاررواونجاخوردیم دوباره راهی اصفهان شدیم وشام رواونجاخوردیم واونجاموندیم.صبح به سمت کاشان رفتیم واونجاهم جاهای دیدنیش رفتیم وشبش خودمونوبه ساوه رسوندیم.وشب رواونجاموندیم.وازصبح راهی شدیم وچهارعصررسیدیم خونه مامانم نهاررواونجاخوردیم واستراحت کردیم ورفتیم حموم وشام رورفتیم خونه اون یکی پدربزرگ.وازفردارفتیم عیددیدنی.
خب عشق مامان تومسافرت یکم بیتابی میکردی وخسته میشدی ولی درکل خوب بود.
وازت راضی بودم.


کلی شیرین کاری یادگرفتی
کلی شعر،کلی آداب ورسوم


الهی که من فدات بشم.
فعلاتواین پست همه ی عکسارومیزارم وتوپست بعدی همه ی کاراتوتوضیح میدم.
دوستت دارم عشق مامان






































































پانزده فروردینم تولددایی امیرحسین بود
حسابی خوش گذروندی






خوبی عزیزدلم؟
الهی من فدات بشم عشق مامانی تو.خب ازکجاشروع کنم؟؟؟
بیست ودوی اسفندجشن چهارشنبه سوری داشتین ومتاسفانه اون روزاصلاحالم خوب نبود ولی باهات رفتم جشن بهت کلی خوش گذشت،کلی بزن وبکوب و...وازدیدن عمونوروزوحاجی فیروزذوق زده بودی.
خلاصه اون روزم گذشت وگذشت تاشدبیست وهفت اسفند که ماساعت سه بعدازظهرراهی مسافرت شدیم.
ازسمت مراغه وهشترودرفتیم تابرسیم اتوبان زنجان قزوین که حسابی هوابرفی بود.شب ساعت ۱۱رسیدیم ساوه واونجاموندیم.۷صبح ازساوه راهی شدیم و۱۱رسیدیم اصفهان نهارمون روخوردیم وراهی شیرازشدیم ساعت ۷رسیدیم شیراز ویه جاپیداکردیم براموندمون.شام روخوردیم ویکم استراحت کردیم وسال تحویل شد.سه روزتوشیرازمشغول گشت وگذاربودیم وتخت جمشیدم رفتیم.ونهاررواونجاخوردیم دوباره راهی اصفهان شدیم وشام رواونجاخوردیم واونجاموندیم.صبح به سمت کاشان رفتیم واونجاهم جاهای دیدنیش رفتیم وشبش خودمونوبه ساوه رسوندیم.وشب رواونجاموندیم.وازصبح راهی شدیم وچهارعصررسیدیم خونه مامانم نهاررواونجاخوردیم واستراحت کردیم ورفتیم حموم وشام رورفتیم خونه اون یکی پدربزرگ.وازفردارفتیم عیددیدنی.
خب عشق مامان تومسافرت یکم بیتابی میکردی وخسته میشدی ولی درکل خوب بود.
وازت راضی بودم.
کلی شیرین کاری یادگرفتی
کلی شعر،کلی آداب ورسوم
الهی که من فدات بشم.
فعلاتواین پست همه ی عکسارومیزارم وتوپست بعدی همه ی کاراتوتوضیح میدم.
دوستت دارم عشق مامان




































































پانزده فروردینم تولددایی امیرحسین بود
حسابی خوش گذروندی




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



*نوروز۹۸* 


